تبلیغات
کلوپ جوانان افغان - مردم هزاره باشندگان اصلی افغانستان
کلوپ جوانان افغان
افغانستان وطنم من دوست دارم / جان خود رو برایت میگذارم

لوگو

انجمن افغانیان
من یک افغانی ام

لینکدونی

آرشیو موضوعی

آرشیو

لینکستان

صفحات جانبی

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

مردم هزاره باشندگان اصلی افغانستان


مردم هزاره باشندگان اصلی افغانستان


 

مردم هزاره یکی از باشندگان باستانی افغانستان بوده که قرن های متمادی در این سرزمین زنده گی داشته و یکی از قدیمی ترین مردم این کشور است. ولی متاسفانه بنابر دلایل مختلف منجلمه عدم دسترسی مورخین و جهانگردان در سرزمین هزاره جات بنابر موقیعت جیولوژیکی سخت،اقلیم سرد و عدم موجودیت راههای مناسب ،تحقیقات علمی در مورد هویت ،زبان و کلتور این مردم صورت نگرفته و حتی بعضآ عقاید نادرستی در مورد هویت و زبان این ملیت رونما گردیده است. بعضی ها معتقد اند که هزاره ها بقایای قشون چنگیز میباشد ،بطور مثال تاریخ نویس معروف الکساندر برنس در کتاب سفر توقف در کابل 1836 -1838 چاپ لندن 1842 صفحه 230 نامهای قبایل هزاره ها را به تفصیل ضبط کرده،اما در این اصل و مبدا کلمه هزاره و قدامت تاریخی آن چیزی نه نگاشته است ،که گویا چون در دستهای سپاه چنگیز گروهای بنام صده و هزاره بوده است ،هزاره عبارت از همان دسته هزاره سپاه چنگیز است.


برای اینکه به اصل کلمه هزاره و قدامت مردم هزاره پی برد ،باید قدری در اوراق تاریخ جستجو شود و اصلآ این نام باید از نظر زبان شناسی تحلیل و تجزیه گردد ،در تاریخ کلمات و زبان شناسی به بسا الفاظ و اسمایی برمی خوریم که اساسآ ریشه قدیم ترین داشته و مردم از روی التباس با یک کلمه محدث دیگر ،اصالت و ریشه کلمه را از بین ببرند،مثلآ در بین افغانان نام معروفی است (تورباس )یعنی شمشیرزن و شمشیرباز که این نام بعدها به طره باز و گاهی بطور عباس تبدیل شده که اصل اصالت کلمه تورباس از اذهان ذایل شده است. باری کلمه هزاره نیز با چنین نظر محدود و غیر علمی به سبب التباس آن با هزاره چنگیز دست خوش مورخان کوتاه نظر گردیده است ،در حالیکه این نام سوابق طولانی قبل از چنگیز دارد و دلایل موجود است که این مردم در قرون متمادی قبل از آن در این سرزمین بومی خود مسکن داشته اند .

 

دلیل نخست این است که نام هزاره تنها برین سرزمین قلب افغانستان اطلاق نمی باشد ،بلکه در ماورای اباسین و دامنه های مهابن تا هری پور و ایبت اباد و سراشیبهای کوهای کشمیر وادی معروفی است که انرا هم هزاره گویند ولی مردم ان از جنس تاتاری و نژاد زرد نستند ،بلکه از بقایای اریایهای هندی شمرده می شوند ،پس اگر تسمیه هزاره اینجا را از نوع هزاره لشکر چنگیزی قبول کنیم اشتباه محض خواهند بود ، چون چنگیز خان ابدآ از دریای سند عبور نکرده است، و بعد از اینکه جلال الدین خوارزمشاه برگذرگاه نیلاب یعنی اتک جنوبی از اباسین ذدشت چنگیز نیز بنابر خرابی هوا عنان رجعت از راه فرشاور( پشاور) برگردانید.

دلیل دوم قدامت نام هزاره ار نظر تاریخ این است که هیون تسنگ زایر و جهان گرد چنیایی که بعد از ساحت هند در هنگام بازگشت بتاریخ 25 جولای 644 میلادی به تسو ،کو،چه (اراکوزیا )آمد وی پاتخت نخستین انرا هو ،سینه غزنه و پاتخت ثانی را هو ، سا ، له میگوید. سنت مارتین اولین کسی است که نام اولین را با غزنه و ثانوی را به هزاره تطبیق کرد.هیون تسنگ میگوید که از هوسا له چشمه ساری خیزد و بعد به چندین شعبه تقسیم میشود اقلیم آن سرد و دارای برف و ژاله است مردم آن خوشدل و آزاده اند ،تحریر و زبان شان با دیگر ممالک اختلاف دارد . سوم اینکه موسیوفوشه نیز با هیون تسنگ هم نوا بوده و می گوید چون هیون تسنگ همرا با یکی از شاهان افغانستان که در اطراف کشور خود گشتی میزد ،تا هم مالیات عقب افتاده را وصول کند و هم قدرت مرکزی را با قبایل اطراف نشان دهد از هزاره جات نیز عبور کرده است. وی خصایص اقلیمی، زبان و اخلاق این مردم را یاداشت می نماید و حتی از قیافه چینی این مردم هم اظهار تعجب میکند ،به این دلیل موسیو فوشه اضافه می نماید که از عصر هیون تسنگ بالاتر یعنی هزار سال 1000 سال قبل چون سکندر مقدونی از جنوب افغانستان به شمال آن ازین جبال عبور میکند ،مورخان او می نویسند که اسکندر یک مردم جدیدی را در آنجا مشاهده کرد که از دیگران سرکش تر بودند. شرحی که کنت کورس از خانه های گلی آنها میدهد با آنچه امروز هر مسافری میواند به چشم سر ببنید کاملآ تطبیق می شود.

 

اگر نام هزاره اکنون آنچه را هیون تسنگ به هو ،سا،له وبطلیموس به شکل او ،زا ،له آورده با نام کنونی هزاره تطبیق کنیم از نظر زبان شناسی همین مقصد را روشن می کند. در تلفظ چنیی و یونانی کلمه فرق نیست هر دو سه سلایبل دارد که تبدیل س به ز و هو به او گویای تلقظ چینی و یونانی است، چون در همان قرن هفتم میلادی هیون تسنگ بسا از قبایل و بلاد افغانستان را به همین نام کنونی شان منتهی به لهجه چینایی ذکر می کند و در جوار کلمه غرنه و هزاره کلمات چون اپوگین( افغان) را نیز می آورد. بنابرین باید گفت که هزارها از همان عصرهای قدیم در زمان اسکندر تا اکنون ساکن بوده اند ،از طرف دیگر اگر به تجزیه نام هزاره بپردازیم این نام مانند اسمای بی شمار و معروف دیگر تاریخی دو جز دارد هو ، زاره و اینکه هجای نخستن ان به ضم وهو بوده از تلفظ چینی و یونانی هویدا است ،هو در زبان اوستا به معنی خوب و و هونامی به معنی بیک بخشی و نیک نامی و جز دوم ان ساله ، زاله چینی و یونانی همین زاره کنونی به معنی قلب است که هوساله مساوی هزاره یعنی خوشدل معنی می دهد که این صفتی است که هیون تستنگ به مردم هزاره داده است

درباره وبلاگ

باسلام !
به وبلاگ خودتون خوش امدید
امیدوارم که لحظات خوشی را در این وبلاگ سپری کنید
و با نظرات خود معایب و محاسن را به ما اطلاع دهید تا
وبلاگ خوبی را به شما ارائه دهیم
mehdi0093@yahoo.com با تشکر
مدیر وبلاگ : محمد مهدی

چت روم

كد چت روم

آخرین پست ها

جستجو

نظرسنجی

  • این وبلاگ چطور بود؟





نویسندگان

افغانستان
www.parastoye_afghan@yahoo.com