تبلیغات
کلوپ جوانان افغان - شعر افغانستان
کلوپ جوانان افغان
افغانستان وطنم من دوست دارم / جان خود رو برایت میگذارم

لوگو

انجمن افغانیان
من یک افغانی ام

لینکدونی

آرشیو موضوعی

آرشیو

لینکستان

صفحات جانبی

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
لحن تند اسبی در اضلای پروانه شدن

حمزه واعظی، نویسنده و پژوهشگر افغان در اسلو- منبع بی بی سی

یكشنبه 19 آوریل 2009

"لحن تند اسبی در اضلای پروانه شدن" دفتر تازه شعرهای کامران میرهزار، نویسنده و روزنامه نگار جوان افغان است که به تازگی توسط انتشارات دریا (کتاب آزاد ایران) در کشور سوئد از چاپ برآمده است.

این دفتر شامل ۳۲ شعر کوتاه و بلند است که فضاهای متفاوتی از عشق، نوستالژی، آوارگی و مرگ را تصویر می کند.

شعرهای این دفتر همگی در قالب آزاد و با حال و هوای نو و امروزین ارایه شده و چهره ای متفاوت از شعر افغانستان معرفی می کند.

انتشارات دریا در باره شعرهای این کتاب نوشته است که: "با زبانی به لطافت خواب و تیزی دشنه‌هایی که هزاران هزار زخم را در خاطر می‌پرورانند، واژگان و سازگانی که بی‌نهایت آرام در اعماق "پارسی" می‌پیچند، اما مستلزم هیچ‌گونه پیچیدگی نیستند."

مشتی دلار و چند بطری آبجو

نگاه مدیترانه ای ش را انداخت بر اندامش

و تلوتلو خوران از گیاه بالا رفت و

در کلمات دَر دادش؛

سوم آگوست بود که چمدانش را بست و

به تخیلی دور رفت

دورتر از آبادی

در جای دیگری از این دفتر شعر می خوانیم:

شهادت آن دم ناگزیر بود

عصیانی دریده و بی لجام

به رنگ منقار مرغ توفان

یا آندم که پیکرش روی دست ها می گشت

هیچکس نمی دانست گلوله ها بسویش شلیک شد

اما این گلوله ها نبود که کارش را ساختند

عصیانی بی لجام به رنگ منقار مرغ توفان

آن دم نه بره ی رامی بود و نه ببر خشمگینی....

این شعرها گاهی در عین سادگی لایه ها و ابعاد مختلفی را به خود می گیرند. بیشتر این شعرها آنچنان که شاعر خود ابراز داشته، با شگردهای دیداری نوشته شده اند.

با گذاشتن یک شیء در متن، رابطه دیداری برقرار و شگردهای دیداری که در عکاسی، سینما و تیاتر وجود دارد بکار گرفته می شود.

شاعر تاکید می کند که همواره با یک عکاس، فیلمساز و حتا یک نقاش برای ساختن شگردهای تازه دیداری در رقابت است. اما در عین حال شعرهایی هم در این دفتر موجود است که انتزاعی می باشند و روابطی جداگانه ایجاد می کنند:

چهره ای برنزی و مویرگ هایی بنفش

صورت صافی به شیوه ی مایاها

به رنگ زعفران و علف

پیچیده در بالاپوش به رنگ روشن

و دستاری پشمین

با شرابه های درازی که از باد گزنده کوهستان در اهتزازند...

در همه شعرها عناصری مشخص آن ها را به یکدیگر پیوند می دهد. این عناصر رنجهای انسانی، اعتراض، نوستالژی، مرگ و عشق هستند که با شگرد آفرینی و با ساختارشکنی و تبعیت نکردن از قاعده های معمول شعر فارسی، حکایت از فضا و حال و هوای تازه ای در شعر افغانستان می کند.

روز از پس روز طی می شود

و فرصت نام نهادن بر هیچکس نمی ماند

روز از پس روز طی می شود

عشق از هر سو که بیاید دیوانه می کند

نامت را بر کوهستان نوشته ام

نامت را کنار مجسمه ی بودا نوشته ام

نامت را بر مدیترانه نوشته ام

بخار می شود

و آزادی روی عالم پهن می شود

تمام نمی شوی حتا در سیبری

مردان سرما خورده ترا در بخار نفس هایشان صدا می زنند....

شاعر علاقه ای خاص به آمریکای لاتین دارد. شاید ارتباطی نوستالژیک بین زادگاهش و آمریکای لاتین پیدا کرده است. تخیلات و تصورهایی گاه ساده و گاه پیچیده همراه با افسانه های مختلف از زندگی و دوردست بودن و فقر و مرگ، شباهت های خاصی به این دو نقطه جغرافیایی داده که شاعر دلبسته آمریکای لاتین هم می باشد.

صورت صافی به شیوه ی مایاها، چهره برنزی که دورنمای تاریخی از بودن را نشان می دهد و بدیل اش با کشف آهن یافت شد، فرصتی بیرون از اکسیژن و تابلوهای غبار گرفته و بالاخره شعری در مرگ خوان رولفو، شاعر مکزیکی بر علاقه شاعر به پیوند زادگاه با آمریکای لاتین تاکید می کند:

مکزیک؛

کسی خودش را فورا به قتل می رساند

کسی زیر ماه اکتبر گونی کهنه ای را رفو می کند

کسی در تالپا برگشته است

مکزیک؛

پنجره ها را باز کنید

یکی سینی قهوه را دست به دست بگرداند

یکی یخه اش را برای عبور رودخانه باز کند

یکی هم باید به موقع از همه ما عکس بگیرد

مکزیک؛

پرنده ها مرده اند

مکزیک؛

دیگر با این چاقو خودکشی نمی شود

مکزیک؛

دون خوان رولفوی بیچاره

در سال های اخیر کامران میرهزار بیشتر با کارهای خود در زمینه روزنامه نگاری به چهره ای جنجال برانگیز در کشور تبدیل شده است. او خود را شاعری مجبور به کار روزنامه نگاری می داند.

کامران میرهزار پیشتر کتابی را نیز با عنوان "خواندن و نوشتن، مهندسی ادبیات افغانستان" بصورت الکترونیکی منتشر کرده بود.

شناسنامه:

نام کتاب: لحن تند اسپی در اضلای پروانه شدن

سراینده: کامران میرهزار

درباره وبلاگ

باسلام !
به وبلاگ خودتون خوش امدید
امیدوارم که لحظات خوشی را در این وبلاگ سپری کنید
و با نظرات خود معایب و محاسن را به ما اطلاع دهید تا
وبلاگ خوبی را به شما ارائه دهیم
mehdi0093@yahoo.com با تشکر
مدیر وبلاگ : محمد مهدی

چت روم

كد چت روم

آخرین پست ها

جستجو

نظرسنجی

  • این وبلاگ چطور بود؟





نویسندگان

افغانستان
www.parastoye_afghan@yahoo.com